X
تبلیغات
خاطرات دو مهاجر
























خاطرات دو مهاجر

سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت

سرها در گريبان است

كسي سر بر نيارد كرد پاسخ گفتن و ديدار ياران را

نگه چز پيش پا را ديد"نتواند

كه ره تاريك و لغزان است

وگر دست محبت سوي كس يازي

به اكراه آورد دست از بغل بيرون

كه سرما سخت سوزان است.

خودم هم نميدونم چرا اما دلم بد جور گرفته احساس تنهايي ميكنم چرا كه آدما

سرد و يخن چراشو نميدونم.همه يه جورايي گرفتار نقابن.آخ كه چقد بدم مياد از

اينكه نقاب به چهره ميزنن شايدم منم يكي از همينا باشم توجيهش هم اينه كه

 جبر زمانه و شرايط چاره اي جز اين نذاشته.آخ كه چه بده كه هميشه با اين بايد

 و نبايدا تو جنگ باشي آخ كه چه سخته تاوان سنگين بدي اونم واسه مسائل

پيش پا افتاده.واسه چيزايي كه خودت تو زندگي حتي يه ثانيه هم خرج فكر

كردن بهش نكردي.مسلمون باشي صرف اينكه  مسلمون زاده اي.حجاب بذاري

 صرف اينكه ديگران ميگن وا ! بده روسريتو سر كن.بلند نخندي بگن يه خانوم

 اينجور نمي خنده.تنها كوه ميري با دوستات كافي شاپ ميري ميگن يه خانوم

و اين كارا! جوري ميگن انگار چه كردي !...واسه تاكسي وا ميسي  هركس و

ناكس جلو پات بوق ميزنه.دوستيها كشك و آبن.فقط ياد گرفتن حسادت كنن

 زنگ بزنن آمار بگيرن و به ديگران اطلاع بدن دقيقا مث يه خبرگزاريه موفق و

بزرگ.از زندگي همينو فهميدن.پول جمع كنن واسه كي خدا ميدونه.از زندگي

 لذت بردنو بلد نيستن شايدم یاد نگرفتن.فكر منافع خودشونن حتي اگه به

اطرافيان لطمه بزنن.خیلی دلم میخواد از فامیلام فاصله بگیذرم.بهم انرژی

منفی میدن.محبت میکنی قدر که نمیدونن هیچ اشکال نداره چون من میگم

 هر کی یه ظرفیتی داره و بر اساس اون رفتار میکنه اما دخالت تو زندگیم و

خبر چینی و غیبت پشت سرم و نمیتونم تحمل کنم.شایدم حساس شده

باشم چون قبلا به این حرفااهمیت نمیدادم.نمیدونم چم شده.ظرفیتم تکمیل

 شده؟ بفرماييد شام رو ميبينين؟ پيشنهادم اينه كه حتما حتما ببينيد.آدماي

 مختلف جمع ميشن و اين آدماي خودخواه توشون كم نيستن...

بي خيال خيلي منفي بافي كردم.اما سبك شدم. تو دلم سنگيني ميكرد.من

همون گلي هستم كه بودم.آزاد خوشحال رها بقول فرنگيا easy going 

نوشته شده در 90/01/25ساعت 10:15 توسط گلی |

من اومدم با اين همه تاخير.ممنون از دوستاي مهربونم.به خدا خيلي سرم

شلوغ بود.همش به يادتون بودم.سال نو همگي مبارك هميشه شاد و خندان

و سالم باشين.اسفند ماه شلوغ پلوغيه واسه منم مستثنا نبود ديگه.يك هفته

 حسابي درگير خونه تكوني بودم كلاس ايلتس هم كه بود.بعد هم جاي شما

خالي  قبل از سال تحویل دبي بودیم و هفته اول و دوم هم به عيد ديدني گذشت

 هنوز ادامه داره و انگار تموم شدني نيست.خلاصه اين دليل ننوشتنم بود.دلم

واسه دوستاي وبلاگيم حسابي تنگ شده.سال 89 هم گذشت با كلي پر كاري

 و كم كاري.خدارو شكر.سال 90 رو با كلي اميد شروع كردم و هزار جور برنامه

ريزي.اميدوارم سالي باشه پر از خبراي خوب مهاجرتي واسه همه.

نوشته شده در 90/01/16ساعت 10:20 توسط گلی |


آخرين مطالب
» دلم گرفته
» عید همگی پر از شادی
» دارالترجمه خوب نیازمندیم
» تولد بهترين همسر دنيا
» بهمن 88 و از دست دادن 8 دوست
» بالاخره زمستون شد و برف اومد
» ياد آوري خاطرات
» متفرقه
» آیلتس
» وكيل
Design By : Pars Skin